بازدید: 64 | تاریخ انتشار : 12 مهر 1400
به گزارش پایگاه خبری نسیم خنداب،به نقل از مشرق، «بادگیرها چشم به راهند» عنوان تازه‌ترین اثر منتشر شده‌ اعظم پشت مشهدی نویسنده و شاعر است که از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است. او یکی از نویسندگان و خاطره‌نگاران دفاع مقدس و متولد سال ۱۳۶۰  بوده و سال‌هاست به عنوان کارشناس مسئول دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری در استان هرمزگان فعالیت دارد. پشت مشهدی در این کتاب، مجموعه‌ خاطرات کهن‌سال‌ترین شهید استان هرمزگان شهید ابراهیم بشکردی زاده را نوشته است.

نویسنده در این کتاب کوشیده تا از زبان بیست راوی، ناگفته‌هایی از قبل از شهادت بشکردی‌زاده را با امانت‌داری، پایبندی به مستندات روایی و پرهیز از اغراق، روایت کند. تلاش نویسنده در «بادگیرها چشم به راهند» نمایی کلی از زندگی شهید را به مخاطب ارائه می‌کند و البته این نکته را هم با ما در میان گذاشت که  نگارش این خاطرات، با تکیه بر مصاحبه‌های گرفته شده توسط محبوبه ولایتی و حلیمه شاهی از محققان بندر لنگه، انجام شده و در نهایت به نگارش کتابی رسیده که در آن همه آدم‌ها واقعی هستند و در گوشه‌ای از ایران روزگار می‌گذرانند.

***

**: چه شد که نوشتن خاطرات شهید بشکردی‌زاده را شروع کردید؟‌ انتخاب خودتان بود؟ ‌به شما پیشنهاد شد؟

مجموعه خاطرات شهید ابراهیم بشکردی‌زاده با تکیه بر مصاحبه‌های گرفته شده توسط محبوبه ولایتی و حلیمه شاهی از محققان بندر لنگه در موسسه دارالقائد جمع‌آوری و به دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری هرمزگان جهت تولید و چاپ سپرده شد. من شروع کردم به نگارش کتاب و در انتها، متن نهایی را به محبوبه ولایتی و حلیمه شاهی واگذار کردم که کتاب را به نام خودشان به چاپ برسانند. اما به دلایل مختلف نتوانستند کتاب را چاپ کنند و من از این موضوع بی‌اطلاع بودم. بعد از گذشت سه ماه، شهید ابراهیم بشکردی‌زاده با صورتی نگران و ناراحت به خواب من آمد. همین موضوع باعث شد که مجددا با موسسه دارالقائد تماس گرفته و موضوع را پیگیری کنم. مطلع شدم کتاب به چاپ نرسیده و تصمیم گرفتم کتاب را خودم آن را منتشر کنم. 

از کم‌رنگ‌شدن خاطرات شفاهی می‌ترسم!

**: چنین پرداخت‎هایی می‌توانند ما را به تصویری کامل‌تر و واقعی‌تر از آدم‌های سال‌های جنگ برسانند؟

طبیعتا می‌توانند... این کتاب بر اساس واقعیت بیان شده و خیال‌پردازی در آن دخیل نیست، همین موضوع باعث ملموس بودن آن می‌شود. خاطره در اصل نقل روایت از زبان کسانی است که روایت‌گر و بیننده واقعی هستند، به همین دلیل هم نوع همذات‌پنداری بین روایت‌گر و قالب خاطره وجود دارد که باعث درک و لمس بیشتر و کامل‌تر از شخصیت آدم‌های سال‌های جنگ از طرف خواننده می‌شود.

**: در صورت استمرار در انتشار کتاب‌هایی مانند اثر شما این متن‌ها تا چه اندازه می توانند بر مخاطبان اثر بگذارند و و سبک زندگی‌شان را تغییر دهد؟

کتاب‌های خاطره زلال هستند و به واسطه همین زلالی، تصویری را نشان می‌دهند که جذاب‌تر و در نتیجه تاثیرگذارتر هم هست. البته بزرگ‌نمایی غیرواقعی سبب دل‌زدگی مخاطب شده و حوصله‌اش را سرمی‌برد. به همین دلیل در خاطره‌نگاری اطلاعات، باید دور از هیجان ارائه شود و با آموزش غیرمستقیم آن‌چه را که می‌خواهد

**: آیا خواندن این قبیل خاطرات می‌تواند مخاطب امروز را ترغیب به ساده زیستی، و تلاش و پشتکار کند؟

مخاطب ما به دو دسته تقسیم می‌شود: اول مخاطبی که درون‌بین است و هدفش عمق دادن و بالا بردن عقایدش است که مسلما ترغیب می‌شود.  دوم مخاطبی که ظاهربین است و در پی سرگرمی است. البته در این میان نقش مهم را نهاد خانواده دارد که می‌تواند با تربیت مکتبی و مذهبی  فرزندش کاری کند که حتی مخاطب ظاهربین هم برداشت‌های معنوی خود را از هر اثری داشته باشد. با خواندن هر کتاب، ذهن خواننده حداقل چند روز تحت تاثیر است که استمرار سبب دائمی شدن آن خصوصیات می‌شود. هرچند جامعه به سمت و سوی چشم و هم‌چشمی پیش می‌رود اما باز هم هستند کسانی که به دنبال این سبک کتاب‌ها می‌روند.

از کم‌رنگ‌شدن خاطرات شفاهی می‌ترسم!

**: کتاب‌های خاطره را مواد خام خوبی برای نویسندگان می‌دانند. خاطره‌نگاری‌ها تا چه اندازه می‌توانند به نویسندگان رمان‌ها کمک کنند؟

خاطره به‌واسطه ‌این‌که حکم منبع و اطلاعات حقیقی را دارد، قابلیت هنرزایی هم در درونش نهفته است. البته تمام آثار هنری می‌تواند منبع ایده جدید باشند. قالب رمان یک شخصیتی است که تا پایان کار می‌رود. فضای رمان، دل‌انگیز و خیالی است.به همین دلیل رمان‌نویس می‌تواند با کمک قوه تخیل خود کم‌وکاستی‌ها را جبران و شخصیت‌پردازی کند.

**: آیا میان رمان‌نویس‌ها و فیلمنامه‌نویس‌ها با کتاب‌های خاطره ارتباط خوبی برقرار شده است؟

خاطره مانند سرچشمه‌ای است که می‌تواند منشا جاری شدن رودهای بسیاری باشد و در هنرهای دیگر به کار گرفته شود. درواقع اهالی قلم می‌توانند از کتاب‌های خاطره برای خلق آثار بزرگ و موفق بهره‌مند شوند و نمونه‌های این اتفاق را این سال‌ها بسیار در عرصه سینما دیده‌ایم.

**: دغدغه شما در «بادگیرها چشم به راهند» چیست؟

دغدغه من نه تنها در این کتاب بلکه درتمامی کتاب‌ها، کم‌رنگ شدن خاطرات شفاهی است. شهدا، اسرا و رزمندگان کشور مانند تکه‌های پازلی هستند که در کنار هم و به‌ صورت کامل خاطرات یک جنگ تحمیلی هشت‌ساله را در دل خود دارند و باید تا وقت هست این گنجینه را از آن‌ها تحویل گرفته و برای ارائه به نسل‌های بعد آماده کنیم. چون گذر زمان آن‌ها را از ما می‌گیرد و باعث می‌شود  گنجینه بزرگی را از دست بدهیم.

کانال تلگرامی نسیم خنداب
» مطالب مشابه

نظرات:

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *