بازدید: 357 | تاریخ انتشار : 16 آذر 1395
هرکسی بخواهد در این جاده رانندگی کند باید جانش را کف دستش بگیرد؛از دوطرفه بودن جاده و اینکه از وسط چند روستا عبور می کند که بگذریم ،از باریک بودن جاده و آسفالتی که انگار شبانه هزاران شهاب سنگ روی آن سقوط و چاله هایی را ایجاد می کنند و ... نمی توان گذشت.

به گزارش  پایگاه خبری نسیم خنداب، خوشا به حالت، ای روستایی.....بچه که بودم وقتی این شعر را می خواندیم بادی به غبغب می انداختم و به روستایی بودن خودم افتخار میکردم، در دوران شیرین ابتدایی فهمیدیم که روستا نقش مهمی در اقتصاد کشور مخصوصا کشاورزی دارد، در دوران راهنمایی فهمیدیم که همه شهرهای بزرگ روزی روستاهای کوچک بودند و به خاطر شرایط مناسب کم کم گسترش پیداکرده و به شهر و شهرستان تغییر نام داده اند، اما در دوران دبیرستان فهمیدیم که در تقسیم بندی کشوری روستا کوچکترین جزء محسوب می شود،بعدا که وارد دانشگاه شدم متوجه شدم از روی امکانات کمی که روستاها در نظر گرفته اند، میشد فهمید که روستاها چه جایگاهی دارند.

غم بزرگی است که ببینی روستایی ها به خاطر کمبود امکانات به شهرهای بزرگ مهاجرت می کنند و روستاها خالی از سکنه می شود و غم بزرگتر آنکه کسی به فکر روستاها نیست، کسی دغدغه روستانشین را ندارد، غافل از اینکه شعار اقتصاد مقاومتی را می توان از روستاها شروع کرد و مطمئنا جواب هم می دهد و روستاها رونق پیدا میکنند،اما همه اینها شعار و همایش است نه عمل!

 

 

 

تا الان چندنفر از مسئولین رده بالا پای درد و دل این مردم نشسته اند؟، وقتی نیروگاه هسته ای که به "آب سنگین اراک" معروف است، و در قلب خنداب جای گرفته، را افتتاح می کردند اکثر مردم خیلی خوشحال بودند و می گفتند:"خیلی خوب است، هم باعث افتخار کشور است و هم باعث اشتغال جوانان و بهبود وضعیت جاده وآبادانی می شود"، اما غافل از اینکه به لطف مسئولان، عمر این نیروگاه هم کوتاه است و قلبش را بتن می ریزند.

کدام یک از مسئولین بالایی این جرئت را داشته تا با ماشین معمولی جاده اراک تا خنداب را طی کنند؟، آقای رئیس جمهور در سفرهای استانی، معاون حقوقی اش را فرستاد، البته نه با ماشین معمولی!!!.

 فکر کنم یکی از دلایلی که این جاده را درست نمی کنند همین باشد که کسی جرئت نکند وارد این جاده شود، چه برسد به جاسوسی!

از روستای دهشیرخان تا نزدیک روستای گازران باید ریسمان کش رانندگی کنیم، چرا که چندسانت انحراف مساوی است با مراسم ختم و چهلم و سالگرد و...

از دوطرفه بودن جاده و اینکه از وسط چندتا روستا عبور می کند که بگذریم ،از باریک بودن جاده و آسفالتی که انگار شبانه هزاران شهاب سنگ روی آن سقوط و چاله هایی را ایجاد می کنند و پیچ های نابلد کشی که اگر راننده ای که اولین تجربه رانندگی در آن را می گذراند کمی حواس پرتی به کام مرگ می کشاندش، نمی توان گذشت.

سالانه به خاطر غیر استاندارد بودن این جاده چند ده نفر زخمی و کشته می شوند؟! بزرگترین کاری که طی این سال ها بعد از یک تصادف دلخراش و اعتراض شدید مردم انجام دادند، ایجاد چندین دست انداز در جاده روستای خانقا بود که تا الان به دلیل تردد بالا خدا را شکر صاف شده اند، همین دست اندازها سبب چند تصادف دیگر شد. همیشه سرصحنه تصادف، پلیس، راننده یا نقص فنی اتومبیل را مقصر اعلام می کند، اما آیا تا به حال جاده را متهم کرده اند؟

هرکسی بخواهد در این جاده رانندگی کند باید جانش را کف دستش بگیرد، شبیه این جاده در سراسر ایران زیاد است مخصوصا جاده روستاها، ای کاش بخشی از حقوق های نجومی را صرف ایمن سازی جاده ها می کردند و کمی به فکر روستاییان بودند.

 نوشته خانم حسنی-جاورسیان

انتهای پیام/ش


تگها: جاده خنداب, آدمخوار, خبر, اخبار روز, خبرهای روزانه

کانال تلگرامی نسیم خنداب
» مطالب مشابه

نظرات:

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *