بازدید: 188 | تاریخ انتشار : 21 بهمن 1395
فعال انقلابی گفت: فعالیت‌ها و حضور در اقدامات علیه رژیم به قدری پررنگ بود که نیروهای ساواک و ماموران شهربانی از هر گونه تجمعی وحشت داشتند.
به گزارش پایگاه خبری نسیم خنداب، کم نیستند مبارزان انقلابی که در سال‌های نهضت اسلامی حضرت امام خمینی(ره) علیه رژیم طاغوت و مستید پهلوی به پا خواستند و یک‌صدا اعلام انزجار از این رژیم مستبد را اعلام کردند و خواهان استقرار حکومت اسلامی شدند.

پیر و جوان، زن و مردم در تظاهرات علیه رژیم یک صدا شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» را سر می‌دادند؛ هر کدام خاطرات شیرینی را از روزهای سخت به یاد دارند که اکنون با گذشت نزدیک به چهار دهه شنیدن آن خالی از لذت برای من و شما نیست.

مصطفی مشایخی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان مرکزی یکی از هزاران مبارز انقلابی است که در سال‌های آغاز نهضت اسلامی حضرت امام خمینی(ره) که به رغم اینکه دانش آموزی بیش نبوده ولی دوشادوش دیگر مردم این مرز و بوم علیه رژیم شاهنشاهی به پا خواسته است و تا به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی از تلاش بی‌وقفه دست بر نداشته است.

ساعاتی را به گفتگو با این مبارز انقلابی که در سال های آغاز نهضت اسلامی نوجوانی بیش نبوده است، نشستیم که گزیده سخنان وی چنین است:

مشایخی در گفت‌و گو با خبرنگار پایگاه خبری نسیم خنداب، درباره انقلاب‌های شکل گرفته در جهان گفت: در دو، سه قرن اخیر سه انقلاب بزرگ در دنیا تحت عنوان انقلاب‌های مادر شکل گرفت که چون دایره تاثیرگذاری این انقلاب‌ها از مرز جغرافیایی خودشان فراتر رفته است، به نام انقلاب‌های مادر نامگذاری شدند. انقلاب فرانسه، انقلاب شوروی با محوریت کارگران و انقلاب خدا و دین به نام انقلاب اسلامی ایران.

وی افزود: انقلاب اسلامی در شرایطی شکل گرفت که تئوری‌پردازان دنیا اعتقادی به این موضوع که دین می تواند عامل انقلاب باشد، نداشتند. شرقی‌ها دین را افیون توده‌ها می‌دانستند و غربی‌ها هم برای دین شایستگی به عنوان ابزاری برای اداره جامعه قائل نبودند. به واقع در آن برهه دین به امری فردی و حاشیه ای از نظر این تئوری‌پردازان در نظر گرفته شده بود. 

این دانش‌آموز مبارز سال‌های نخست انقلاب اسلامی گفت: برای بررسی ریشه‌های انقلاب باید به زمان انقلاب تنباکو، مشروطیت و ملی شدن نفت برگردیم و نقش این مسائل را بررسی کنیم.

مشایخی نقطه عطف انقلاب اسلامی را ۱۵ خرداد سال ۴۲ دانست و گفت: مهمترین رخدادی که در این تاریخ شکل گرفت اعتراض حضرت امام خمینی(ره) به لایحه کاپیتولاسیون که هیئت دولت وقت به دنبال تصویب آن بود که این اعتراض ایشان منجر به دستگیری و تبعیدشان به ترکیه بود. حضرت امام (ره) پس از گذشت یک سال از ترکیه به نجف اشرف تبعید و کمتر از یک سال نیز به فرانسه تبعید شدند.

وی افزود: حضرت امام خمینی(ره) در مدت ۱۳ سالی که در نجف اشرف بودند حکومت اسلامی و مدل ولایت فقیه را طراحی کردند، رمز استمرار حکومت اسلامی را باید در این طراحی امام (ره) بدانیم.

این فعال انقلابی با اشاره به علل بروز انقلاب گفت: رژیم پهلوی خود را به ظاهر مذهبی جلوه می‌داد ولی در عمل مهره استعمار بودند و با حمایت دولت انگلیس روی کار آورد. خواسته انگلیس هم از «رضاشاه» کشف حجاب و دین‌زدایی در ایران بود. آنان تصمیم داشتند فرهنگ اروپایی را در کشورمان حاکم کنند. شاه پهلوی هم ناچار بود از دستورات پیروی کند و هرگونه تخطی از دستورات باعث می‌شد تا از سلطنت برکنار شود. در نهایت هم انگلیسی‌ها رضا شاه را بر کنار و تبعید کردند و محمدرضاشاه را به جای پدر بر تخت سلطنت نشاندند.

مشایخی اولین جرقه‌های انقلاب را اعتراض حضرت امام خمینی(ره) به لایحه کاپیتولاسیون و انجمن‌های ایالتی-ولایتی دانست و افزود: حضرت امام(ره) در مقابل تصویب لایحه کاپیتولاسیون فرمودند «عزت ما لگدمال شد» و مردم را نسبت به ابعاد این لایحه آگاه کردند؛ یکی دیگر از این عوامل انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود که حضرت امام درخصوص این لایحه نیز یک سخنرانی اعتراضی کردند و به دنبال ان جنایات رژیم در مدرسه فیضیه شکل گرفت.

وی با بیان اینکه رژیم پهلوی تصور می‌کرد با تبعید حضرت امام وضعیت حاکم بر کشور آرام می‌شود ولی با جریانی که اندیشه حضرت امام خمینی(ره) در کشور ایجاد کرده بود باعث شد موج انقلاب ایجاد شود تا جایی که پشیمان از این شدند که چرا حضرت امام را ترور نکرده‌اند. به واقع بعد از سخنرانی حضرت امام  و حوادث سال ۴۲ بود که حوزه‌های علمیه که سیاسی نبودند با مردم همراه شدند.

مشایخی با اشاره به نقش حضرت امام در شکل گیری انقلاب اسلامی گفت: حضرت امام خمینی با روحیه‌ای که به مردم و روحانیون می‌دادند باعث شدند تا مردم در میدان حضور پیدا کنند و سطوح انقلاب به شکل شبکه‌ای تا پایین‌ترین سطح حتی روستاها گسترده شود. و یک حضور همگانی در بین مردم با اعتقادی که به مرجع تقلیدشان داشتند ایجاد شد و حتی شاه هم نتوانست با همه سلاحی که داشت جلوی این جریان را بگیرد.

وی افزود: یکی از دلایل عمده رویدادهای انقلابی، مرجع تقلیدی شجاع، آگاه و فهیم بود که با برنامه حکومت اسلامی را نوشت و ولایت فقیه را به جای حکومت سلطنتی شاه آوردند و امروز با گذشت ۳۸ سال  با وجود تمام مشکلاتی که در مسیر انقلاب اسلامی وجود دارد هنوز هم انقلاب مسیر خود را طی می‌کند.

حضور مردم استان مرکزی همزمان با دیگر مردم در اقدامات علیه رژیم شاهنشاهی

مشایخی از حضور مردم استان مرکزی در اقدامات علیه رژیم شاهنشاهی همزمان با نخستین جرقه‌های انقلاب در ایران چنین گفت: از آنجا که استان مرکزی مهد و مرکز حضور بسیاری از عالمان بود از همان سال‌ ۴۲ شاهد شکل گیری جریانات انقلابی و فعالیت افراد بسیاری در این عرصه‌ بودیم.

وی ادامه داد: با آغاز جریان انقلاب اسلامی کم نبودند افرادی که در همین استان به جرم اقدامات خرابکارانه علیه رژیم پهلوی توسط ساواک دستگیر و به زندان انداخته شدند و در تمام مدت نیز مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند؛ خوشبختانه در این زمینه اسنادی جمع آوری و منتشر شده است و امروز این مجموعه دو جلدی مرتبط با فعالیت مبارزان انقلابی اراک در دسترس افراد قرار دارد.

*از اولین حضورتان در مبارزات برایمان بگوئید.

نخستین بار که تظاهرات مردم علیه رژیم شاهنشاهی شکل گرفت بنده سال آخر دبیرستان بودم. یک روز با همسالان خود مشغول فوتبال بازی در پارک شهر اراک بودیم که متوجه شدم یک جمعیت ۲۰۰ نفری از کنار پارک شهر در حال حرکت به سمت خیابانی که امروز به نام شهید ادبجو می شناسیم، هستند.

بلافاصله بازی را رها کردم و به خیل جمعیت پیوستم و از آن روز به بعد در تمامی صحنه‌های جریان انقلاب تا فرار شاه و بازگشت حضرت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی حضور داشتم.

*کدام مکان‌ها در سطح شهر پایگاه فعالیت‌های مبارزان انقلابی بود؟ 

عمده فعالیت‌های انقلابی در اراک در مسجد آقاضیاءالدین در میدان ارگ بود که از پایگاه‌های محوری فعالان انقلابی به شمار می‌رفت، دانشگاه قدیم اراک و مسجد آخوند، مسجد حاج ابراهیم، مسجد حاج تقی‌خان و مسجد ابوالفضل(ع) خیابان شهداء هم از جمله مکان‌هایی بودند که با حضور حاج آقا میرجعفری و دیگر افراد برجسته انقلابی نقش بسزایی در شکل گیری حرکت هیا انقلابی در اراک داشتند.

به یاد دارم مسجد یک بار در مسجد حاج محمدابراهیم در یکی از راهپیمایی‌ها، بیش از دو ساعت به خاطر حضور و تجمع نیروهای انقلابی در مسجد توسط نیروهای شهربانی محاصره شده و به علت مسلح بودن نیروها کسی جرأت خارج شدن از مسجد را نداشت، آقای قاضی‌زاده مسئول حوزه علمیه و امام جماعت مسجد از مسجد بیرون آمدند و رو به ماموران رژیم گفت؛ «اگر تیراندازی نکنید مردم آرام بیرون می آیند» ماموران هم پذیرفتند ولی به شرط آنکه مردم بدون اینکه شعار بدهند از مسجد خارج شوند.

از مراکز کارگری فعال در بخش مبارزه با رژیم در اراک کارخانه ماشین‌سازی بود که با بنرهای خاص خود از همان اوایل در صحنه حضور داشتند؛ دبیرستان صمصامی و میدان انقلاب از دیگر محورهای راهپیمایی مردم مبارز و انقلابی بود.

*شخصیت‌های برجسته انقلابی که فعالیت‌ها را در اراک و شهرهای اطراف هدایت می کردند چه کسانی بودند؟

تعدادی از افراد انقلابی فعالیت چشمگیری در دوران انقلاب، علیه رژیم داشتند از جمله آقای صوفیان که منزل ایشان در خیابان طالقانی محور اصلی فعالیت‌ها بود بعد از آن منزل آقای رستگار در خانه سازی قنات که خود بنده نیز آنجا حضور داشتم و دانشجویان دانشگاه اراک در این مکان گرد هم می‌آمدند و جلسات محرمانه را برای اقدامات علیه رژیم برگزار می کردند. همچنین یک منزل را هم در خانه سازی قنات تبدیل به حسینیه کرده بودند که حاج آقا صابر و حاج آقا عظیمی در این مکان سخنرانی می‌کردند و جلسات در بیشتر روزها برپا بود.

یکی از افرادی که فعالیت ها را رهبری می کرد حاج آقا میرجعفری بود که افراد شهربانی به خاطر اینکه ایشان سید بودند احترام ایشان را بیشتر نگه می داشتند تا جایی که آقای میرجعفری چندین بار وساطت برخی از افراد دستگیر شده توسط ساواک را کردند و اگر این افراد بار اولشان بود با وساطت ایشان آزاد می‌شدند.

آیت‌الله امامی امام جماعت مسجد آقااکبر از افراد فعال روحانی بود که در رأس انقلابیون محسوب می شدند ولی متاسفانه شخصیت ایشان مغفول مانده است.

آقایان نظام آبادی، غفاری، پور ملایری، علی امیدی، اصغر عسگری، شهید مسافر، حق شناس، غلام حسین خزائی، مهدی سلطانی از جمله فعال‌ترین مبارزان علیه رژیم بودند که تعدادی از آن‌ها به خاطر همین فعالیت‌های خود به دست منافقین ترور شدند از جمله پورملایری، علی امیدی، خزایی، مسافر، اصغر عسگری و مهدی سلطانی که در آن مقطع مسئول کمیته بود توسط منافقین ترور شدند.

*سخنان و مطالب انقلابی از چه طریق به دست مبارزان می‌رسید؟

عمده فعالیت‌های بنده درون شهری بود اما بودند مبارزانی که برای دریافت یا پخش اعلامیه‌ها یا نوارهای کاستی که محتوای آن سخنان حضرت امام خمینی(ره) و دیگر افراد شاخص انقلابی به شهرستان‌های اطراف می‌رفتند.

به دلیل کمبودها و سختی‌های موجود در آن زمان، وقتی نوار کاستی از سخنان حضرت امام راحل به دست مبارزان انقلابی می‌رسید در اختیار یکی از افراد قرار می‌گرفت و او مسئول تکثیر می‌شد. به علت نبود ابزار تکثیر، این نوارها را با ضبط‌های دو کاسته ضبط می کردند که در نهایت در طول یک روز می‌شد تنها ۳۰ عدد نوار تکثیر و در اختیار افراد قرار داد.

اعلامیه‌ها هم به همین شکل بود که وقتی اعلامیه‌ای از سخنان حضرت امام خمینی(ره) از نجف، ترکیه یا فرانسه می‌رسید با دستگاه فتواستنسیل به سختی تکثیر و پخش می‌شد.

کتب انقلابی و کتاب فروشی در آن زمان کم بود. بیشتر کتاب‌هایی که در بین انقلابیون پخش می‌شد آثار دکتر شریعتی بود. کتاب‌های آیت‌الله مطهری نیز در بین دانشجویان دست به دست می‌شد و استقبال خوبی از سوی مبارزان انقلابی، با وجود اینکه مشکلات چاپ و تکثیر بود از این کتب صورت می‌گرفت.

در این لحظه مشایخی با برقی که در چشمانش به وضوح دیده می‌شد گفت: اولین تصویری که از حضرت امام خمینی(ره) به دستم رسید تصویر کوچکی در ابعاد لوزی شکل بود که آن را بر روی سینه‌های خود می‌چسباندیم.

*باوجود فضایی پر رعب و وحشت حاکم از فعالیت ساواک، مبارزان انقلابی اقداماتشان کمرنگ نشده بود؟

فعالیت‌ها و تظاهرات‌ها علیه رژیم شدت گرفته بود و جمعیت کثیری به جمع تظاهرات کنندگان هر روز افزوده می‌شد. به دلیل اندیشه های حضرت امام جریان فکری خاصی در بین مردم وجود نداشت و همه زیر یک پرچم در صحنه حضور پیدا کرده بودند.

همه با شور و شعور علیه رژیم فعالیت‌هایی را انجام می‌دادند ولی باتوجه به اینکه ساواک در همه جا نفوذ کرده بود مبارزان و کسانی که دل در گرو نهضت حضرت امام خمینی(ره) داشتند در خفا فعالیت می‌کردند.

فعالیت‌ها و حضور در اقدامات علیه رژیم به قدری پررنگ بود که نیروهای ساواک و ماموران شهربانی از هر گونه تجمعی وحشت داشتند؛ خاطرم هست که یک بار زمانی که برق قطع شده بود با جمعی از دوستان به میدان باغ ملی(میدان شهدای کنونی) رفتیم و زیر روشنایی شروع به درس خواندن می کردیم. در یکی از شب ها که هوا سرد بود برای گرم شدن به نانوایی داخل خیابان مخابرات رفتیم. یک دفعه نیروهای ساواک داخل نانوایی ریختند و شروع به تفتیش ما کردند که مبادا اعلامیه یا تصویری از حضرت امام خمینی(ره) به همراه داشته باشیم.

به قدری ساواک وحشت ایجاد کرده بودند که حتی اعضای یک خانواده که فعالیت انقلابی داشتند به جرأت این فعالیت خود را نمایان نمی‌کردند. به همراه تعدادی از بچه محله‌ای ها شب ها می رفتیم و شروع به چسباندن تصویر حضرت امام بر دویوارها می کردیم و جالب این بود که خیلی ها را در زمانی که در حال این کار بود می دیدم و متوجه می شدیم که آنان نیز فعال انقلابی هستند؛ حتی یک بار که برای چسباندن تصاویر به بچه‌ها رفته بودم تازه برادرم را دیدم که با دیگر دوستانش در حال انجام این کار بودند.

*شعارها به فراخور شرایط تولید می‌شد؟

شعارها هم از تهران و متناسب با شرایط روز تولید و به دست ما می‌رسید. شعارهایی مثل «ما می‌گوییم شاه نمی‌خواهیم نخست وزیر عوض میشه» یا شعار «شاه فراری شده، سوارِ گاری شده » سر می‌دادند. وقتی حضرت امام گفتند شاه باید برود تصور شاه این بود که با تعویض نخست وزیر می‌تواند مردم را آرام کند ولی مردم با سردادن این شعار خشم خود را بار دیگر علیه رژیم نشان می دادند.

مسیرهای راهپیمایی یکنواخت نبود اما به علت کوچک بودن شهر، مسیرها تقریبا ثابت و همه از یک مسیر عبور می‌کردند. اطلاع‌رسانی برای حضور در راهپیمایی روز بعد چهره به چهره بود.

*از حوادث و رویدادهای به یادماندنی در روزهای انقلاب بگوئید.

پائین کشیدن مجسمه شاه که در میدان اصلی شهر بود یکی از به یادماندنی ترین حوادث دی‌ماه سال‌ ۵۷ بود. مجسمه شاه سوار بر اسب در میدان باغ ملی(میدان شهدای کنونی) بود که در چهار طرف میدان هم مجسمه‌های شیر نصب شده بود که با فرار شاه مردم تلاش بسیاری برای پائین کشیدن مجسمه انجام دادند با هر سختی که بود مجسمه را کج کردند که عده ای هم در همان صحنه توسط نیروهای شهربانی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

یکی دیگر از رویداها شهادت دونفر از مبارزان در بازارچه سام سلطان بود؛ «سام سلطان» قبل از انقلاب و پس از وقایع ۱۳۲۰ چندین بار به وزارت و در سال ۱۳۲۳ برای مدت کوتاهی به نخست وزیری منصوب شده بود. وی تعدادی از مغازه‌های بازارچه «سام سلطان» را وقف مدرسه صمصامیه کرد ولی پس از انقلاب اسلامی و شهادت شهیدان گرانقدر یعقوبی و رضایی در همان محل این بازارچه به بازارچه دو شهید نام‌گذاری شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی مردم فعال و حاضر در صحنه وظیفه پاسداری از آرمان‌های انقلاب را آغاز کردند. بعد از پیروزی انقلاب تا مدت‌ها جوانان امنیت شهر را تامین می‌کردند، مساجد نیز در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ... فعالیت خود را آغاز کردند به واقع مساجد همان محوریت زمان پیامبر(ص) را پیدا کردند.

انتهای پیام/م

کانال تلگرامی نسیم خنداب
» مطالب مشابه

نظرات:

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *