بازدید: 334 | تاریخ انتشار : 11 اردیبهشت 1396
شهید «مرتضی شریفی» در بخشی از وصیت‌نامه خود آورده است: شهادت رحمتی است و هر کسی لیاقت آن را ندارد و به قول امام امت؛ ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.
به گزارش پایگاه خبری نسیم خنداب، شهید مرتضی شریفی از شهدای روستای گازران در شهرستان خنداب است، این شهید والامقام پس از گذراندن دوره آموزشی و آشنایی با مباحث نظامی در ۲۴ فروردین ۶۶، در سن ۱۴ سالگی عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد.

شهید شریفی در سال ۱۳۶۵ تا پیش از آن دو بار عزم حضوردر جبهه‌ها را کرده بود و مادر را نسبت به این امر آگاه ساخته بود، او حضور در جبهه‌ها تکلیف خود می‌دانست و چون نگران بود که مبادا پدرش به وی اجازه حضور در جبهه‌ها را ندهد سکوت کرده بود و مادر را واسطه کرد تا رضایت پدر را جلب کند. 

مادر شهید با دیدن شور و اشتیاق مرتضی برای رفتن به جبهه، موضوع را با همسرش درمیان می گذارد.

حاج رمضان شریفی پدر شهید«مرتضی شریفی» در این باره به خبرنگار ما گفت: یک‌روز مرتضی برادرش را به درمانگاه خنداب برد و همانجا بود که برای سومین مرتبه به عنوان نیروی داوطلب حضور در جبهه‌ها ثبت نام کرده بود و به مادرش گفته بود که من برای اعزام به جبهه ثبت نام کرده ام و می خواهم بروم.

پدر شهید شریفی گفت: وقتی از طریق همسر موضوع را مطلع شدم از مرتضی پرسیدم چه در ذهن داری؟ و او جواب داد؛ «می‌خوام بروم جبهه، وصیت نامه هم نوشتم.»

وی افزود: من برای اولین بار با درخواست مرتضی مخالفت و وصیت نامه اش را پاره کردم و به او گفتم تو نمی توانی بروی، اما شهید با اشتیاقی که برای رفتن به جبهه داشت، در نهایت من و مادرش را راضی کرد و راهی جبهه شد.

پدر شهید شریفی گفت: وقتی مرتضی برای اعزام به خنداب رفت، من برای بدرقه‌اش رفته بودم، و مرتضی که بی خبر از رضایت من بود وقتی مرا دید ترسید، فکر کرده بود می خواهم او را برگردانم، به همین خاطر نزدیک آمد و گفت؛ بابا اینجا چکار می کنی، گفتم، نترس، آمده‌ام بدرقه ات کنم. یک روحانی‌ که از دور نظاره‌گر ماجرای ما بود، جلو آمد و گفت، آمدی او را ببری؟ اگر فرزندت را ببری، در روز قیامت باید جواب امام حسین(ع) را بدهی، امروز مملکت به حضور جوانان شما نیاز دارد، من در جوابش گفتم، مرتضی فدای امام حسین(ع).

این پدر شهید گفت: من خود نیز از فعالان و مبارزان انقلابی بود در نتیجه مرتضی با مباحث ارزشی و دینی بیگانه نبود. مرتضی در آن دوران ۸ سال بیشتر نداشت ولی در جلساتی که ما با روحانیون داشتیم شرکت می کرد و در جریان مسائل قرار می گرفت. امروز هم ۵ پسر دارم، اگر بخواهند برای جهاد بروند، مانع نمی شوم.

وی در بیان و تشریح اخلاق و رفتار شهید با خانواده گفت: اخلاق مرتضی نمونه بود، همیشه در کارهای خانه، به مادرش کمک می کرد. بسیار خلاق بود و کاردستی‌هایی که در مدرسه می ساخت جزو برترین‌ها بود.

جهاد را تکلیف خود می‌دانست

وی گفت: مرتضی عاشق جهاد راه خدا بود. برای اینکه از اخبار جبهه مطلع باشد همیشه به خانه پدربزرگش می‌رفت چون ما تلویزیون نداشتیم. انگیزه مرتضی برای رفتن به جبهه، و عشق او به امام(ره) خدایی بود.

وی با تاکید بر بصیرت شهید شریفی و این که وی با دانش، راه جبهه را انتخاب کرده بود، گفت: زمانی که دایی‌اش به دنبالش رفت تا او را به خانه بازگرداند، مرتضی به او گفته بود، برای من ننگ است که بیگانه در خاک ایران قدم بزند و من سر کوچه خوشگذرانی کنم، این ننگ را نمی توانم تحمل کنم.

پدر شهید شریفی ادامه داد: در شب شهادت مرتضی، خواب دیدم، دو فرشته، کبوتری را که سرش خونی بود پیش من آوردند، کبوتر سرش را به دست من می مالید و من او را نوازش می کردم، یکی از فرشته‌ها در پاسخ فرشته دیگر که پرسید کبوتر بوی چه می‌دهد؟ گفت: این کبوتر بوی بهشت می دهد! در حالیکه وحشت کرده بودم، آن‌ها کبوتر را با خود، به آسمان بردند. صبح آن روز متوجه شدم که مرتضی شهید شده است.

وی افزود: مرتضی در منطقه شرق بصره زمانی که به همراه سه همسنگر دیگرش برای وضو گرفتن از سنگر بیرون رفته بودند مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسید.

پدر شهید شریفی گفت: بعد از شهادت مرتضی، خیلی ناراحت بودم و مدام گریه می کردم، یک شب در خواب دیدم، مرتضی در حالیکه از من ناراحت بود به خانه آمد و یک دسته گل برایم آورد که با رویش هر کدام صدها مرتضی روئیده شد، در حالیکه ناراحت بود از خانه خارج شد و به من گفت از این پس گریه نکن.

بخشی از وصیت نامه شهید «مرتضی شریفی»

ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد

سلام بر مهدی موعود، سلام بر سلاله‌ی پاک محمد (ص) امام خمینی و سلام بر رزمندگان دلاوری که با رزم خود عرصه را بر دشمن تنگ کرده و می‌روند تا انشاءالله ظلم و ستم را از روی زمین ریشه کن کنند.

شهادت رحمتی است و هر کسی لیاقت آن را ندارد و به قول امام امت؛ ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد، و هر چه خدا بخواهد همان می‌شود. و به مادرم بگو که بر سر قبر من گریه نکند چون دشمنان اسلام سوء استفاده می‌کنند و به او بگو مانند حضرت زینب (س) مقاوم و استوار در برابر مصائب و مشکلات بایستد.

در تشیع جنازه من دستم را از تابوت بیرون بگذارید و چشمانم را باز کنید که دشمن بداند من با چشمی باز و آگاهانه در این راه قدم نهادم تا به آرزوی خود رسیدم و در آخر سلامتی شما، امام و تمامی ملت قهرمان و شهیدپرور ایران را از خدای متعال خواهانم.

انتهای پیام/ف

تگها: شهرستان خنداب, شهید «مرتضی شریفی», شهادت, روستای گازران, اسارت

کانال تلگرامی نسیم خنداب
» مطالب مشابه

نظرات:

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *