بازدید: 441 | تاریخ انتشار : 26 آذر 1392
 مناسبات عربستان و اسرائیل در خاورمیانه با ابهام ها و پنهان کاری های گوناگونی روبرو بوده است و تنها زمان هایی ( اشاره سفیر پیشین اسرائیل در لندن در سال های 1965 تا 1970) چند و چون روابط عمیق و گسترده ملک سعود و ملک فیصل با اسرائیل برملا شده است.

در سالهای اخیر و بویژه ماه های گذشته نیز برخی خبرها در مورد همکاری های اطلاعاتی و امنیتی دو رژیم منتشر شده است. اکنون نیز با حضور بندر بن سلطان و محمد بن نایف در ساختار سیاسی عربستان و هم چنین تغییر ساختار منطقه، این روابط مورد توجه بسیاری است. نوشتار زیر  به همین مساله توجه کرده است.

گذشته روابط

رژیم عربستان از زمان تاسیس پایگاه مردمی نداشت که توسط انگلیسی ها و برای برخی اهداف استراتژیکی تاسیس شد. رابطه بین عربستان و رژیم صهیونیستی، یکی از شرایط انگلیسی ها برای برپایی نظام آل سعود بود. اسرائیل در سال 1948 تاسیس شد و انگلیسی ها در راستای زمینه سازی برای تاسیس آن، تشکیل نوعی حلقه پادشاهی پیرامون رژیم صهیونیستی را مد نظر داشتند.

چنانچه در عربستان سعودی خانواده شریف، حسین در اردن و همچنین خانواده ملک فاروق در مصر مورد نظر بود. بنابراین عربستان سعودی و اردن به عنوان دو کشوری که باید امنیت رژیم صهیونیستی را تامین کنند مورد حمایت انگلیس قرار گرفته و نوعی روابط پنهانی بین عربستان و رژیم صهیونیستی ایجاد شد. این روابط در سال 1961 پررنگ تر گشت. به همین دلیل در زمان جمال عبدالناصر اختلاف شدیدی بین مصر و رژیم عربستان آغاز و این درگیری ها تا سال 1964 ادامه داشت.

مصری ها در این دوران حضور فعالی در یمن داشتند تا نقش عربستان را در باب المندب و خاورمیانه کمرنگ کنند. در مقابل عربستان سعودی تلاش داشت تا نظام های ضد اسرائیلی را تضعیف کند. اختلاف نظر عربستان و مصر تا زمان انور سادات و بعد از مرگ ناصر در 1970 ادامه داشت.

عربستان سعودی در این سالها، به خاطر نقش پررنگ مصر در هدایت افکار عمومی جهان عرب بر ضد اسرائیل و اینکه افکار جهان عرب آماده پذیرش همکاری بین رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی نبود، به گونه ای پنهانی با رژیم صهیونیستی رابطه داشت. این رابطه تا بعد از حوادث یازده سپتامبر 2001 و فشار جرج بوش و ولابی صهیونیست بر ریاض علنی نشد. در این دوران روابط تنگاتنگ اما نیمه پنهان با اسرائیل مد نظر بود.

نقش بازیگران خارجی در روابط کنونی اسرائیل و عربستان

  عربستان اساسا سیاست مستقلی نداشته و رویکرد این کشور تابعی از سیاست امریکا و غرب در منطقه بوده است. یعنی نقش عربستان سعودی صرفا نقشی تخریبی است. چنانچه دخالت عربستان در بحران و ناامنی های عراق، بحران سوریه و مساله افغانستان، پاکستان، لبنان و.. در راستای ایفای این نقش است. به همین دلیل اهداف این کشور و رژیم صهیونیستی در تضعیف کشورهای عربی کاملا مشترک است.

کودتای اخیر در مصر ( با توجه به اینکه نظامیان به نوعی وابسته به غرب هستند) با کمک مالی و پولی عربستان و همکاری رژیم صهیونیستی صورت گرفت. همچنین کشتار الحوثی ها در یمن با اشاره آمریکا و همچنین تلاش رژیم صهیونیستی و توسط عربستان صورت گرفت.

در واقع همه این رویکردها در چارچوب بهره برداری مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی از امکانات مالی عربستان برای تضعیف کشورهای اسلامی و عربی منطقه بوده است. با این حال در ماه های گذشته روابط امریکا و عربستان به شدت تیره شده چرا که با وجود ایفای نقش تخریبی در منطقه توسط این کشور، آمریکایی ها همواره تاکید دارند که عربستان سعودی برای حل بحران های منطقه دارای ظرفیت های لازم نیست.

چنانچه اقدامات اخیر عربستان در سوریه و دخالت بیشتر در مسائل داخلی لبنان، عراق و نوع آتش افروزی این کشور در  این کشورها، موجب نارضایتی ساختار تصمیم گیری آمریکا شده و اختلافات عربستان و آمریکا را بیشتر کرده است.  به همین دلیل اکنون عربستان سعودی سعی می کند تا هم پیمانان جدیدی در منطقه بیاید و لذا به سمت اسرائیل گرایش بیشتری یافته است. لذا ریاض از سویی به اسرائیل گرایش پیدا کرده و از سویی به افزایش رابطه با روسیه گام برداشته است.
رابطه اسرائیل و عربستان به ضرر جهان اسلام و ملت فلسطین است. بدون وحدت جهان اسلام امکان آزاد سازی بیت المقدس و تشکیل دولت مستقل فلسطینی وجود ندارد. لذا گسترش روابط بین اسرائیل و عربستان، جهان اسلام را به دو طیف موافق و مخالف این رابطه تقسیم می کند.

در همین زمینه بندر بن سلطان تهدید کرده است که ما برای به دست آوردن بمب هسته ای از روسیه کمک خواهیم گرفت. این امر نشان می دهد که عربستان سعودی به شدت دچار انزوا شده است. در بعد دیگری بعد از موافقتنامه ایران با پنج به علاوه یک و تحت تاثیر این توافقنامه، ریاض تلاش کرد تا در ادامه راه به نوعی کارشکنی دست زند. بنابراین با دشمن ایران، یعنی اسرائیل، هم پیمان شده تا نوعی جبهه عبری- عربی را تشکیل دهد و در مقابل ایران بایستد.

مهمترین متغیرها و بسترهای همکاری اسرائیل و عربستان

 در یک ماه گذشته بندر بن سلطان، رئیس سازمان امنیت عربستان، به مدت یک هفته در تل آویو، پایتخت رژیم صهیونیستی، حاضر شد و هماهنگی های لازم را با موساد برای ایجاد ناامنی در منطقه انجام داد. برآیند این هماهنگی ها انفجار در برابر سفارت ایران در بیروت و ترور القیس یکی از رهبران نظامی بلند پایه حزب الله بود.

در واقع این انفجارها در نتیجه همکاری تنگاتنگ عربستان با رژیم صهیونیستی بود. این امر در حالی است که دو جزیره عربستان در دریای سرخ در اختیار اسرائیل است، ولی مطالبه نمی شود. این جزایر از سال 1967  به گونه موقت در اختیار مصر قرار داده شد تا از آن استفاده نظامی کند.

بعد از اشغال آن توسط رژیم صهیونیستی با وجود اینکه قرارداد کمپ دیوید بین مصر و رژیم صهیونیستی امضا شد، اما ریاض از دو جزیره سخنی نمی گوید و عملا آنها را به رژیم صهیونیستی بخشیده است. اکنون رژیم صهیونیستی دارای نیروهای نظامی در این دو جزیره است.

در واقع عربستان سعودی تلاش داشته است تا از راه این دو جزیره رابطه خود را با رژیم صهیونیستی مستحکم و از ظرفیت این رژیم برای مقابله با دشمنان خود بهره برد. یعنی به نظر می رسد حکام عربستان سعودی تنها در اندیشه حفظ رژیم خود هستند و  اهمیت زیادی به  مسائل سرزمینی و حیثیتی عربستان نمی دهند.

در گذشته نخست وزیر اسرائیل گفته بود که روابط بین تل‌آویو و ریاض در زمینه‌های گوناگون دوستانه و قوی است و اسرائیل و عربستان سعودی منافع اقتصادی و سیاسی مشترکی در خاورمیانه دارند. همچنین برخی در اسرائیل بر این نظرند که عربستان سعودی آخرین امید و خط دفاعی اسرائیل است و آنان عربستان را به عنوان آخرین شانس برای حفاظت منافع سیاسی خود در جهان عرب توصیف می‌کنند.

از نگاه آنها عربستان سعودی تنها کشوری است که در برابر جمهوری اسلامی ایران ایستاده است. در این حال از حوزه های همکاری عربستان و رژیم صهیونیستی در مسائل امنیتی، ترور دانشمندان هسته ای ایران بود. ترورهای صورت گرفته در چند سال اخیر، قطعا با همکاری امنیتی رژیم صهیونیستی و عربستان بوده است.

قبلا پایگاه ویکی‌لیکس فاش کرده بود که عربستان سعودی به سراغ موساد رفته تا سازمان اطلاعاتی آن کشور را برای « گردآوری اطلاعات و مشاوره درباره ایران » کمک ‌کند و مقامات سعودی برای تحقق این موضوع یک میلیارد دلار بودجه برای سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) در نظر گرفته اند.

در همین راستا در واقع ترور رهبران حماس در امارات متحده عربی و ترور عماد مغنیه در دمشق ( یکی از فرماندهان بلند پایه حزب الله)، با کمک رژیم  عربستان انجام شد. به علاوه بسیاری از شخصیت های تاثیر گذار  فلسطینی، لبنانی و حتی سوری با کمک موساد و پشتوانه مالی عربستان سعودی ترور شدند.

همچنین انفجارهای اخیر لبنان و ترورهایی این کشور، از نتایج همکاری مشترک عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی است. دربعد دیگری به نظر می رسد که یکی از مشترکات عربستان و اسرائیل قطع محور تهران، بغداد، دمشق، بیروت و سرنگونی نظام سوریه و همچنین حذف مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان از صحنه ی خاورمیانه باشد.

در واقع هدف مشترک این دو کشور، تضعیف و انزوای ایران است که در این مورد در حوزه رسانه ای، امنیتی و سیاسی با هم همکاری دارند. به علاوه دو بازیگر کوشیده اند نقش مشترکی را در تداوم ناامنی ها در عراق هم به عهده گیرند. در بعد دیگری عربستان و رژیم صهیونیستی نقش مشترک و کاملا پررنگی در بحران سازی و تشدید بحران سوریه، جمع آوری گروه های تروریست از 83 کشور مختلف جهان و کمک تسلیحاتی به گروه های تروریستی برای سرنگونی نظام سوریه داشته اند.
از آنجا که عربستان دارای بیش از یکصد شبکه ماهواره ای است در مورد رخدادهای جهان و منطقه به سرعت جریان سازی کرده و همواره از ظرفیت سیاسی رژیم صهیونیستی برای انتقام از ایران استفاده می کند. همچنین از نظر سیاسی و امنیتی روابط عادی و علنی می گردد و قباحت رابطه با اسرائیل در تبلیغات افکار عمومی در حال از بین برده شدن است.

عربستان سعودی به دلیل ارتباط با القاعده، این سازمان سیاسی و نظامی را وارد سوریه کرد تا از این راه نظام سوریه را تضعیف نموده و از طرف دیگر به دنبال آن است که عوامل القاعده و گروه های تروریستی را وارد لبنان کند تا با حزب الله هم درگیری شدیدی را ایجاد نمایید. رژیم صهیونیستی در این مورد بدون اینکه هزینه ای پرداخته باشد از ظرفیت عربستان برای تضعیف حزب الله و ایجاد عملیات در لبنان و سوریه بهره می برد.

از آنجا که عربستان دارای بیش از یکصد شبکه ماهواره ای است در مورد رخدادهای جهان و منطقه به سرعت جریان سازی کرده و همواره از ظرفیت سیاسی رژیم صهیونیستی برای انتقام از ایران استفاده می کند. همچنین از نظر سیاسی و امنیتی روابط  خودش را با این رژیم عادی و علنی می کند و  تلاش می کند قبح این رابطه را در افکار عمومی از بین ببرد.

در بعد اقتصادی اکنون سطح همکاری اقتصادی بین رژیم صهیونیستی و عربستان به گونه ای است که عربستان کالاهای رژیم صهیونیستی را از راه کشورهای ثالث وارد کشورهای حوزه خلیج فارس می کند و این کالاها با مارک های مختلفی در عربستان به فروش می رسد. عربستان هیچ گونه ترسی از رابطه اقتصادی با رژیم صهیونیستی ندارد. اکنون حتی کمک مالی و صادرات نفت عربستان به رژیم صهیونیستی هم در حال قوت گرفتن است.

موافقان و مخالفان رابطه رژیم صهیونیستی و  عربستان

کشورهایی مانند بحرین که خود نیز با رژیم صهیونیستی همکاری دارند، موافق این رابطه هستند. کشورهای دیگری مانند قطر و کویت مایل به علنی شدن این روابط نیستند. با این حال برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به سیاست های عربستان در منطقه بیمناکند و حتی ممکن است در آینده، شورای همکاری خلیج فارس به دلایل تفاوت دیدگاه در مسائل منطقه، دچار فروپاشی گردد و کشورهایی مانند پادشاهی عمان و قطر از شورای همکاری خلیج فارس خارج گردند.

در بعد منطقه ای گروه چهارده مارس در لبنان کاملا موافق با همکاری عربستان و رژیم صهیونیستی است. زیرا آنها این همکاری را به نفع خودشان می دانند. در مقابل کشورهایی همچون سوریه، عراق، ایران و لبنان از مخالفان برقراری روابط بین عربستان و رژیم صهیونیستی  هستند.

آینده ی روابط اسرائیل و عربستان و پیامدهای آن

وقتی ولید بن طلال ( یکی از شاهزاده های پرنفوذ عربستان) اعلام کرد که دشمن اصلی ما ایران است و اسرائیل دیگر دشمن ما نیست، در حقیقت به منزله این است  که عربستان سعودی وحشتی از علنی شده آن ندارد. ولی با توجه به اینکه عربستان نام اسلامی را با خود به همراه دارد، فعلا به گونه آشکار این امر را افشا نمی کند و تنها به گونه نیمه پنهان همکاری سیاسی و امنیتی با رژیم صهیونیستی را ادامه می دهد. در واقع عربستان سعودی همواره روابط خود را با رژیم صهیونیستی گسترده تر می کند.

اکنون عربستان تلاش می کند با نفوذ خود، اعراب را به رژیم صهیونیستی پیوند دهد. این امر ممکن است روابط رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عرب منطقه را علنی کند. یعنی همچنان که عربستان در حال آشکار سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی است، ممکن است امارات و کویت هم به این امر بپیوندند. چرا که با توجه به نقش پررنگ عربستان در این کشورها، ممکن است آن ها وارد رابطه آزاد اقتصادی با رژیم صهیونیستی شوند و حتی نفت کشورهای منطقه به رژیم صهیونیستی صادر گردد.

آنچه مشخص است رابطه اسرائیل و عربستان به ضرر جهان اسلام و ملت فلسطین است. بدون وحدت جهان اسلام امکان آزاد سازی بیت المقدس و تشکیل دولت مستقل فلسطینی وجود ندارد. لذا گسترش روابط بین اسرائیل و عربستان، جهان اسلام را به دو طیف موافق و مخالف این رابطه تقسیم می کند. ضمن اینکه برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هم از نقش عربستان در منطقه ناراضی تر می شوند.

از سوی دیگر در طرح شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، تلاش می شود تا کشورهای عربی منطقه با رژیم صهیونیستی رابطه داشته باشند و رابطه آنها علنی و آشکار گردد. در این میان قرار است تا حجم تبادل اقتصادی اسرائیل با کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، به سالی هفتاد میلیارد دلار برسد. یعنی در سالهای آینده ممکن است اسرائیل در منطقه نفوذ بیشتری یابد و کالاهای اسرائیل آشکارا در بازارهای این منطقه فروخته شود.

دکتر حسن هانی زاده

کارشناس عربستان
کانال تلگرامی نسیم خنداب
» مطالب مشابه

نظرات:

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *